على بن حسين واعظ كاشفى
369
رشحات عين الحيات ( فارسي )
ابتداء جذبه تا آخر حيات شصت و سه تمام خواهد بود و وفات وى در شب دوشنبه بيست و دوم « 1 » ماه ربيع الاول سنه ثمان « 2 » و تسعين و ستمائة بوده است و قبر مبارك وى « 3 » در سرخاب تبريز است و در آن مدت سه سال كه حضرت شيخ حسن « 4 » در بخارا مىبودهاند خدمت شيخ عمر باغستانى در صحبت ايشان و ملازمت ايشان بودهاند و كسب كمالات مىفرموده « 5 » . حضرت ايشان مىفرمودند « 6 » كه چون به ملازمت مولانا يعقوب چرخى عليهالرحمه رسيدم احوال من پرسيدند و فرمودند كه از كجائى ، گفتم از ولايت شاش ، گفتند به حضرت شيخ عمر باغستانى نسبتى « 7 » دارى ؟ مرا خوش نيامد كه در اول مرتبه « 8 » امر قرابت خود بشيخ اظهار كنم ، اخفا كردم و گفتم « 9 » پدران من مريد و معتقد آن خانواده بودهاند « 10 » ، خدمت مولانا فرمودند كه حضرت خواجه بزرگ خواجه بهاء الدين قدس - اللّه « 11 » تعالى سره طريقه ايشان را معتقد بودهاند « 12 » و مىپسنديدند و مىفرمودند كه در طريقه ايشان جذبه به استقامت جمع است پس خدمت مولانا يعقوب گفتند كه اين نيك تعريفى است زيرا كه بعد از ظهور جذبه و استيلاء آنكه عبارت از نسبت ذوقيه است ، استقامت در شريعت دشوار است اكثر از آن قبيل است كه اهل جذبه را استقامت نمىباشد اما اقويا جمع مىتوانند كرد پس حضرت خواجه ، شيخ عمر را بكمال قوت تعريف كرده باشند . رشحه : حضرت ايشان مىفرمودند كه شيخ عمر فرزند بزرگوار خود ، خاوند
--> ( 1 ) - بر : بيست و دويم ( 2 ) - بر : ثمان تسعين و تسعمائة ( 3 ) - مج : مبارك ايشان ( 4 ) - بر : شيخ حسن بلغارى ( 5 ) - مج ، چپ : مىفرمودهاند ( 6 ) - مى : مىفرمودهاند ( 7 ) - مج : ( نسبتى دارى مرا خوش نيامد كه در اول مرتبه امر قرابت خود به شيخ ) افتاده ( 8 ) - مى : چپ : در اول امر ( 9 ) - مج : ( و گفتم ) ندارد ( 10 ) - چپ : خانوادهاند ( 11 ) - مج : قدس اللّه تعالى ، چپ : قدس سره ( 12 ) - مى : چپ : بودند .